چکیده آسیب شناسی تربیت دینی

امروزه ماشاهدیم که در موارد بسیاری نتیجه تربیت دینی مربیان، برخلاف آنچه هدف تربیتی آنان بوده، ناخواسته تحقق یافته است. به عبارت دیگر بین نتیجه و هدف تربیت دینی فاصله زیادی ایجاد شده است که معنی آن، ناکارآمد بودن نظام تربیت دینی است. البته می­دانیم که این پیش آمد ناگوار معلول علل متعددی است که با شناخت و رعایت آنها می­توان تاحدود زیادی از آن نتیجه جلوگیری نمود. ما می­توانیم با روش استقراء ناقص به معرفی و تقسیم برخی از عوامل آسیب­زا بر تربیت دینی پرداخته عوامل درونی آسیب­زا را که با هدف گسترش دینداری موجب ایجاد رفتارهای دین­گریزی و حتی دین­ستیزی در متربیان شده است را مورد مداقه بیشتر قرار دهیم.

آسیب شناسی محیط تربیت دینی:

مراد از «محیط» در اینجا شرایطی که تربیت دینی در فضای آن اجرا می­شود و اهم عناصر تشکیل دهنده محیط می توان خانواده و رسانه­های گروهی را نام برد.

خانواده : انسان بیشترین و عمیق ترین تأثیر را از خانواده و بخصوص مادر دریافت می­کند. وجود رفتارهای ناسازگار با تربیت دینی از طرف خانواده و بویژه مادر، چه بصورت خواسته یا نا خواسته، می­تواند تلاشهای تربیتی را بی­اثر نماید

مربیان تربیت دینی: در اسلام معلم و مربی از جایگاه بسیار رفیعی برخودارند ولی گاهی مربیان تربیت دینی خود عاملی می­شوند برای بروز عقاید و رفتارهای ضد دینی متربیان خود. آري، شهيد مطهري در كتاب علل گرايش به ماديگري، چهار عملکرد كليساي مسيحي که عهده دار تربیت دینی جامعه بود را ذکر می کند که نه تنها موجب افزایش دینداری مردم نشد بلکه برعکس عاملی است مؤثر در ايجاد تضاد بين علم و دين که نتیجه آن رویگردانی دانشمندان و به تبع مردم از دین شده است

نقص در میزان اشراف علمی مربیان: یرخی از مربیان بدلیل عدم اشراف علمی مناسب موجب بد فهمی و در نتیجه دین گریزی متربیان خود شده­اند.

عدم هماهنگی سخن و رفتار مربیان: در برخی موارد. هرچند منطقی نیست ولی عملا نوجوانان و جوانان همچنین افراد ساده اندیش از این معادله پیروی می­کنند که «سخن صحیح لزوما می­بایست بوسیله گوینده آن عملی شود وگر نه نادرست است» درحالیکه قرآن در موارد متعددی از انسان خواسته تا برای تمییز حق از باطل به قوه عاقله تکیه کند

استفاده از روش­های تحکم یا تقلید بجای روش ایجاد باور: برای ایجاد رفتار در یک فرد و گروه، سه روش عمده وجود دارد که عبارتند از: زور، تقلید و باور. استفاده از زور و قوه قهریّه که با تحکم همراه است در هیچ مرحله و برای هیچ موضوعی، توجیه و اساس دینی و عقلی نداشته موجب دین گریزی متربیان می­شود